مثل همه ی کنار من ها
خیابان ها هم برای خودشان خودی هستند
با پوست های سیاه سفید ورم کرده
حمام رفته و آب ندیده ، ندیده ندیده
با این همه معشوقی که توی خود جا می دهند
راه می دهند به هر که رسید
و مثل سطرها همیشه اول و آخر دارند
هنوز مثل همیشه
مثل همه ی کنار من ها
بچه ی بچه ی
بیگلری ام
او که شهید شد
که مردم همه را دوست دارند
که روی خیابان دراز بکشد
روی پوست ترک خورده ی آن
تن نشست کرده اش
که تن ها گاهی
باید
جایی بنشینند
با نخ هایی که می دهند موشک ها به بالا می روند
چقدر بچه ی بچه ام
پا پتی ام ، گلوله ، توپ ، توی جوب
گل کوچیک که هیچ وقت بزرگ نمی شود
و برای گل همیشه گول می خورد
چه اتفاق های عجیبی
که توی خیابان ها نمی افتد
توی دلم
که مثل پل روی "خورکون" همیشه زنگ زده و کسی جوابش نمی دهد
هنوز سر قرارم هستم ولی
محکم
قدم بزن
با دوچرخه ، سه چرخه
چهار پا
روی من راه برو
و دنبال معشوقت را بگیر
می لرزم و نمی لرزانمت
لوله هایی که تخلیه ی انسان های دیگرند
مغزم را می شویند
مثل آن هایی که قول داده اند
لایروبی ام کنند
دلم را رنگ بزنند
دستی به تنم بکشند
کنار آدم ها حسابم کنند
نِه ایطوری که فقط سِرُم ، سِرِ آدمی ِ
نِه ایطوری که نی یوبِه سِیلوم کنی
قول داده اند که
دیگ سه کچک ایخه ، دیگولکم سه کچک
هنوز مثل دیگ ، پریگ ، پس پریگ و تمامی گذشته های دور و نزدیک
دیگلکم
اسماعیل قنواتی
موشک : به بادبادک هم به زبان بومی موشک می گویند.
خورِ کون : خوری در بندرماهشهر که مردم بومی به آن خورِکون می گویند.
نی یوبه : نمیشه
سیلوم کنی : نگاهم کنی
دیگولک : دیگ کوچک = قابلمه کوچک
کچک : بر گرفته از کچ به معنی گوشه – برای گذاشتن قابلمه بر روی آتش سه سنگ برای نگه داشتن ظرف در سه گوشه از آن می گذاشته اند که به آن کچک گفته می شود.
دیگ سه کچک ایخه ، دیگولک ام سه کچک : یک ضرب المثل قدیمی که در بندرماهشهر از آن استفاده می شده است.
دیگ : در سطر قبل از سطر آخر به معنی دیروز
پِریگ : پری روز = دو روز قبل
پس پریگ : پس پری روز = سه روز قبل