
خودچي،نخودچي آداب
تا گوش گير مي آوري خر مي شوي
ديگر دهان ِ خودت نيستي دهان ِ سوراخت هستي
يا لانه ي مارست يا تخم شكسته ي پرندگان
پس بگو چكار كنم ؟ گوش را بيندازم دور ؟
نه ! به چيز پر ابهتي شبيه خلاء بدوز دهانت را
دهان كه بي نياز مي شود انبوه ِ نيازمندي ازتويش مي زند بيرون
آنوقت گوش ها سرازير مي شوند سمت من
زكي ! دهانت كه مال تو نيست همه جا سمت ِ اوست
دروازه اي كه هدايتش نكني هدايتت مي كند
تهش مي رسد توي خودت !
انسان .... سوراخ ِ از اول ...
بس كن لوله كشي ِ استعداد !
نان ِ خريت كه تقسيم مي كنند بين همديگر اجتماعي مي شوند ...
- آهان ! اين خوب است
خوب را تو تعيين مي كني خريت !
ماچت كه مي كنم از حال مي روم
( لذت بدون زندگي واقعا بي معناست )
با گوش روي دوپا بايست رو در روم اي يك سر و دو گوش !
من حرف مي زنم تو ستاره ها را بشمر - نوبتت كه مي رسد
- مكالمه كه فرمول رياضي نيست جواب نداريم به هم بدهيم
مثل ِ سنگ به ديوار زدن است يا توي آب انداختن
ازين پرتاب فقط حس پرتاب است كه مي شود ديد
اينكه چي پرت مي شود به چي نخودچي .... به من چي .....؟
- من تقي بودم شدم نقي برگشتم به بچه هاي محله گفتم نه !
- آره ! منم وسط ِ گربه ها شدم ولو مونده بودم چي بگم به طالب ها ...
- بارون كه مي زنه منم از بغض ، روده بُر مي شينم و هپروت ميشكنم ...
-از جنگ هرچي بگي باز كمه رفيق ..... اين دور و بر كسي سر ِ مارو نمي شكنه ؟!
-راستي كه خوبه رفيق اون جنازه ها .... فقط از توي فيلم ، نه ؟!
اگه راستي راستي كسي كشته شه …. منم …. در جا به درك واصلم .... آره!
- خوبي ِ دنيا اينه كه .... انگار داري خواب مي بيني ...
از توي روزنومه .... يا تلويزيون ....
اين عينكو تكنولوژي هديه كرده ها !
بيامرزه امواتشو خدا !
راستي اگه يه چند سال ، فقط ..... زودتر ميومديم ...
اون وقت هي مجبور مي شديم .... واقعي باشيم ....
همه چي و همه .... اون جنازه ها .... ( دم فيلم گرم ! نه ؟ )
در جا به درك واصل مي شدم ... آره !
-مثل همين حالا ..... نه رفيق ؟!
درك اينجاست پشت ِ عينك ِ آرام گرفته ات !
پشت گوش هات كه شنيدن مادر ِ اتفاقاتشان نيست !
- آدم ها در بهشت مثل ِ آينه اند
همه چيز از روي لباس ها و صورت و سوراخ هاشان
منعكس مي شود ...
- البته !
به خودش چيزي نمي گيرد آدم ِ مرده
از او صادر مي شود همه چيز واردات نمي پذيرد
- درك همين بهشتي ست كه دقيقا 2003
آدم ِ چند قرن ِ پيش كِي مي دانست در بهشت
امكان ِ شيزوفِرِن شدنش خيلي زيادست
امكان ِ نمردنش
نداشتن ِ آرزويي حتا مرگ
اين عين جنايت است كه ما به هم رسيديم و براي هميشه
همديگر را ازدست داديم
تمدن بزرگ شد بزرگ تر ازين امكان ندارد
كوچك تر از اين امكان ندارد كه ما شديم
تولد روي دور ِ تند افتاده
کسي نيست دكمه ي off را بزند روي ضبط صوت
اين كافي ست كه اين جمله را هم نشنيدي ...
زندگي را با صداي به اين بلندي گوش كني لعتني با آن هدفون آينه
كم كم جزو ِ صداها مي شوي
ديگر نه صدايي مي دهي نه مي شنوي
آخ ، تمدن !
ممنونيم كه به ما سمعك و عينك و ويلچر هديه كرده اي
ممنونيم به خاطر همه ي چيزهايي كه نداشتيم
به خاطر همه ي اتفاقات وحشتناك و اينكه مي توانيم همه ي اينها را
فقط از توي فيلم بينيم
ممنون كه گزارش ما را به آينده مي دهي
اما من يكي را پخش نكن خواهش مي كنم !
از قيافه ي خجالت زده ام خوشم نمي آيد
خوب توي عكس نمي افتد !
كاريش مي كني ؟ دمت گرم !
18/ماي/2003
استكهلم