تبليغاتX
پنجره آبی

پنجره آبی

MAHSHAHR

دارم به انتها فکر می کنم

به انتهای این خیابان

که نفس می خواهد

و قرص انرژی زا

دارم نفس نفس

میزنم.

 

دارم به انتها فکر می کنم

به رنگ چشمانت

که نمی فهمم اش

و نه دیوانه ات شده ام

نه شیدا

به انتهای این

 آسفالت سیاه

که تنها همسفرم است

و نه دیوانه اش شده ام

نه شیدا

 

دارم به انتها فکر می کنم

به قلب ات

که هی از آن

عکس می گیرند

و نمی دانند

که عکس ها هم

دروغ می گویند

و نمی دانند

که عکس ها نمی توانند این همه زیبایی را ....

دارم به انتها فکر می کنم

به قلب ات

که هی از آن

عکس می گیرند

و من حسودی ام می شود

که چرا  نمی توانم

یکی از این عکس ها را ....

و یا خود ....

 

دارم به انتها فکر می کنم

به انتهای این آسفالت

که وسوسه ی                         

تا انتها رفتنش

پاهایم را ....

و نمی داند

که من عادت دارم

به تا انتها رفتن

 

دارم به انتها فکر می کنم       

در ابتدای

این راه بی انتها

به قلب ات .

                              اسماعیل قنواتی

 Untitled-1.jpg 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 2:18  توسط اسماعیل قنواتی  |