تبليغاتX
پنجره آبی

پنجره آبی

MAHSHAHR

 

يكي دارد روي گونه هايم

مي رقصد

دارد به نزديك روي لب هايم

گلويم

زندگيم

يكي دارد نداردم

دارم به او ضربه مي زنم

با دادنم

گرفتنش


دارم بلند آبشار مي زنم

تا قوس كمرش

چشمش نمي بيند

زيادي

دارم مژگانش را تر

روي اندامش مدادم

رام مي شود


دارم چهره ي معشوقم را

در ذهنِ كمم

زياد طراحي مي كنم

دارم نزنيد من جنازه ام

كه دراز در اتاق چرخ دارم

مي چرخم

كوتاه مي شوم

ثابت روي صندلي

بوسه

دوستت دارمي

ميان مان

مي چرخد


به شيشه ي پنجره

خيره مي زنم

شبيه قابي كه تصويرش

عوض مي شود

به من

به تصويري كه قابش

و او به بيننده اي كه تصورش


اتوبوس ، بوس ، بوس

كه درست روي تقاطع

آخرين بوسه ي لب هاي خشك مان

باكش خشك مي شود

روي لب هاي يكي

ترافيك مي زند

تا به مقصد نرسيم

همين

 

                                          اسماعيل قنواتي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:15  توسط اسماعیل قنواتی  | 

 

اینجا خط اول نیست

آخر

به آخرتم می خندم

که من و تو تمام عمر باطری ساعت ها هم

هم می ترسم ، هم می خندم ، هم می گریم

و گرایش دستانم به خم و پیچ تن ات تن می دهد

و قوانین همه ی ادیان را وتو می کند

و تو باز هم مقدسی

که من گناهبار به پرستشگاه های قدسی ات

بوسه می زنم.

 

عجب همهمه ایست

ایست ایست

و من ایستاده روی تقاطع استوا و گرینویچ

یخ می زنم

که کسی هل ام می دهد

میان منظومه شمسی پرتاب می شوم ، می چرخم

صداهایی که به ما می خندند می شنوم

بلند ، بلند

بلندترین برج ها برای پرتاب سرم به زمین

کوتاه ست

 

حالا تو هی به افکار من خرده بگیر

مگر غذای ما چیست

گوشت گوسفندی که زیر دندانمان می جویم

سیگار ، مشروب ، معشوق

و من داعم صدا هایی که به ما می خندند را می شنوم

کوتاه ، کوتاه

کوتاه ترین اندیشه ها

برای زندگی کافیست

 

درس ، مشق ، معشوق

به مشتق های عشقی تن نمی دهم

انتگرال های دوگانه

مردانه ، زنانه

به زنگار می روم

که اگر زیبا ترین گِل باشی

گل نمی دهم

من برای دنیا موهوم می مانم

و تو هم توهمی

 

عجب همهمه ایست

ایست ایست

که من ایستاده معلق ام توی منظومه ی شمسی

که کسی هل ام می دهد

تا تا شوم و تو روم توی

نمی دانم

اینجا خط آخر نیست .

                                                                 

                                                            اسماعیل قنواتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 3:3  توسط اسماعیل قنواتی  |